...Dear Diary

...Dear Diary

Diaries of a Divergent

پنج‌شنبه 29 بهمن 1394 ساعت 19:45

?Anyone

کسی در جایی از دنیا این لحظه به من فکر میکنه؟!

کی.سی؟!

نه هیچکی


من آخر از نگرانی، ترس و ناراحتی می میرم! مطمئنم!

ولی از تنهایی نه!

پنج‌شنبه 29 بهمن 1394 ساعت 00:08

نحس

سالی که ان است از بهارش پیدا نیست!

شاید هم هست!

ولی مهم این است

که مهم نیست! D:


امسال سال نحسی بود خیلی نحس! متنفرم! گندی هاش به خوبی هاش میچربه متاسفم که اینو میگم ولی چیزیه که هست!


شب خوش


یادی هم بکنیم از A.D 

 

خیلی باحالی! داداشمه! P:


S.S←Me


A.


K.C


N.


M.


J.


M.D.F


And the others

چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت 21:09

دردسر های عظیم

مامان بزرگ بدتر شده ولی هنوز با من حداقل یک کلمه حرف میزنه حرفی ندارم فقط TDDW بازم جای شکرش باقیه نه؟

بابابزرگ هاه پاش شکست جالبه نه؟

پدر هه...

مادر داره میره مسافرت کاری...

خواهر اینجا نیس...

خاله بیچاره...

من دندونم...

لعنت به زندگی

F T W

N D A V

L F U A

لعنت تف

چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت 21:06

Hello

Hello God

?Are you there

?Can you hear me

?

?

?

No answer

So I guess not

:(

سه‌شنبه 27 بهمن 1394 ساعت 23:43

-_-

I'm tired

I wanna sleep

And writing here is pointless

Yeah let's just go and enjoy my TV series

F U A B

Hahahaha

Just saying nonsense again

Don't take it serious okay

CUL

چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت 22:55

Going on a trip a short one though :)

قرمزی فیس فیسو قرمزی سیخ سیخو قرمزی هدفون تو گوش :///

سرنوشت من قراره با یک قرمزی رقم زده بشه یعنی؟! :|

یعنی آ. هم قراره یه قرمزی باشه؟! O_o

( اسمایلی کوبیدن کله به میز X_X )


پسرا که بزرگ میشن ا*ن میشن! :|


I have to do this

I have to kill you

خب در دیوار عزیز اگه گفتید این جمله از کدوم عشق منه؟!

خب در و دیوار متاسفانه نمیتونن حرف بزنن! :|

دراکو مالفوی عزیزان! مالفوی های گوگولی! ♥~♥


آلن ریکمن مرده! T_T


همسترمم حتما الان مرده! هوبرت ترور، هایلین زک و بقیه هم حتما یه جایی مردن! :'( و من هنوزم انکار میکنم! هنوزم به خودم میقبولونم که یه جایی زندن! :'( (

باز خوبه مثل دیون، هلیا، رابرت و اعورو مرگشونو ندیدم!

امسال همشون مردن! T_T

دیگ بس نیس این همه گریه برای امسال؟!

سال خیلی نحسی بود امسال! :( برعکس اولش و تابستون و ترم اول! امسال برای هانا الکساندرا آندرا آنا2 آنیا شیش قلوها کی.سی. مامانی، اعورو و خیلیای دیگ و حتی خودم گریه کردم اونم کلی! :( 

لعنت


دیشب دوباره کلی گریه کردم! بدجور تو دلم مونده بود!

امروزم همش میخواستم گریه کنم اشکه هم جمع میشد ولی به خاطر بقیه نمیزاشتم!


چشاتو نبند روم! T_T


درک میکنم برای من وقت نداری! :(


Goodbye my friend

1 2 3 4 5 6 >>