نفرت - ...Dear Diary
X
تبلیغات
رایتل

...Dear Diary

Diaries of a Divergent

دوشنبه 16 فروردین 1395 ساعت 21:42

نفرت

دلم برا صداش تنگ شده برا کاراش وقتی این واقعیت لعنتی که دیگ حداقل نه تا زمانی که زندم نمیتونم بشنومش و ببینمش چجوری میخوای خوشحال باشم، پرانرژی باشم؟!

از مدرسه متنفرم!!!

از درس متنفرم!!!

میخوام زندگیمو بکنم خواسته زیادیه؟! هیچی نمیزاره!!!

لعنت و هزاران ** بر این زندگی نکبت بار!!!

به قول کی.سی. زندگیه که... >_<

نخیر من م... ^-^

فقط م. و ن. مرسی! ^-^

هیچ بنی بشری دیگر آدم به حساب نمیاید پس لطفا خود را برای تغییر رفتار ناگهانی و مشاهده ی رفتار واقعی بنده که دوس دارم در حال حاضر و در بعضی موارد از مدت ها قبل باهاتون داشته باشم آماده کنید!

تکرار میکنم من هیچ دوست انسانی ندارم و از این بابت خوشحالم انسان ها موجودات احمق خودخواه کوته نظر پست و دنیادوست هستن اکثرا و زودباور و متعصب هم و واقعا چندشم داره میشه

این بوی گند نفس منو هر روز بریده و میبره

حماقت این ابشار!!!

کثیفیشون و کلا رفتارهای تهوع آورشون! حال به هم زنه مسخرس مزخرفه من ترجیح میدم در هر جایی زندگی کنم جز اینجا! جدیدا از آدما فرار میکنم حالم از دیدن ریختشونم به هم میخوره! خودمو تو خواب و فیلم خفه میکنم تا ازشون فرار کنم!

چرا یکی نمیاد منو نجات بده؟! آها یادم نبود! من دختر توی جعبم! هه و شما نخواهید فهمید اینها یعنی چه چون توانایی درکتون قد نخواهد داد! در حال حاضر نمیخوام کسی بیاد چون خسته شدم از بس امید بستم که شاید این خوب دراومد و ان از کار درنیاد! خسته شدم از بس زیادی خوبی آدمارو دیدم زیادی مثبت دیدم زیادی اعتماد کردم باور کردم حماقت کردم پس حوصله ندارم!

نمیخوام کسی بیاد مگر اینکه واقعا ببینم آدمیه که میخوام! در حال حاضر هیچکی رو نمیخوام!

یه مشت کور که کلشون فقط تو خودشونه و به هیچکی دیگ اهمیت نمیدن موشای کثیف از انسانها متنفرم متنفرم متنفرم متنفرم متنفرم متنفرم! کاشکی میشد فقط برم! میخوام برم! لعنتی میشنوی میخوام برم ولی نمیدونم واقعا توهم دیگه میشنوی یا نه یا خسته شدی...

من ماله اینجا نیستم با هیچیش نمیخونم با هیچ الگوی لعنتیش نمیخونم تنهای تنهام و حالم از بقیه به هم میخوره و در حال حاضر ناراحتم ناامیدم وضعم از هر نظر خرابه عصبانیم و دوس دارم خالیش کنم ولی نباید و دوس دارم خودم باشم که نمیشه و دوس دارم زندگیمو کنم که نمیزارن حالم از این دنیات به هم میخوره دنیای زشت!!!

بوی تعفن میده!!!

میخوام برم یه دنیای دیگ حتی برای چند دیقه فقط چند دیقه!!!

نارنیا، واندرلند هرجا غیر از اینجا فرقی نمیکنه! 

یه جایی بدون انسان یا حداقل جایی که انساناش آدم باشن!

اشکال نداره اگه واقعی نباشه حاضرم بمیرم براش!

من سکوت میخوام! 

من مطمئنم میمیرم و هیچوقت چیزایی که میخوام نمیشم!

من دارم توی گند فرو میرم و همه کور و کرن و اهمیت نمیدن من دارم خفه میشم و هیچکی نیس که نجاتم بده! من دارم تنهایی میجنگم خودمو نابود میکنم تا بقیه نابود نشن این مزخرفه چرا من خودخواه نیستم؟! چون احمقم چون باید باشم باید بد باشم مثل خودشون ولی جلوی خودمو میگیرم من یه احمقم!

کدوم گرگی رو دیدین که دندوناشو سوهان کنه فور ریل؟!

من میخوام بهتر شم اوضاع رو بهتر کنم ولی نمیشه یجورایی دیره!

تنها راه اینه که برم ولی چجوری نمیدونم!

کاشکی امشب بخوابم و صبح دیگ پا نشم!

این بهترین چیزیه که میتونه تو کل زندگیم اتفاق بیفته!

کی.سی. کاشکی بودی من بغلتو میخوام! ه.ک. کاشکی بودی!

M.W

د.د. کاشکی مثل تو میشدم!

جالب اینجاست من الان گریه نمیکنم حتی حسشم ندارم!

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :